وبلاگ گروهي نويد

دلنوشته هاي نويدي ها

وبلاگ گروهي نويد

نويد
وبلاگ گروهي نويد دلنوشته هاي نويدي ها

تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ســـپـیــ ــدهـ (◠◠‿✿)

دوستای گلم

فقط شعر هایی که اسمشون توی نوار عنوان صفحه داخل علامت (♥  ♥) نوشته شده

آپ جدیدن و بقیه مال آپ های قبل هستن !

 

توی ادامه مطلب هم شعرهایی هست که دوست داشتین می تونین یه نگاهی بهش بندازین !

 

فراموشی

 

فراموشی

 

نمیدونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

دارم میمیرم از اینکه تو رفتی و نمیمیرم



نمیدونی تو این روزا چقدر یاد ِ تو میفتم

ته ِ دنیام نزدیک ِنگاه کن کی بهت گفتم



کجا باید برم بی تو؟! تویی که قد ِ دنیامی

که هرجایی رو میبینم نبینم پیش ِ چشمامی



برم هرجای ِ این دنیا شبم با بغض دم سازه

آخه هرجا یه چیزی هست منو یاد ِ تو بندازه


 

 

باور نکن

 

باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم ،تو در من

از من به من نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

 

باور نکن تنهاییت را

تا یک دل و یک درد داری

تا در عبور از کوچه عشق

بر دوش هم سر میگذاریم

 

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من باتوام تنهای تنها

 

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

 

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه دل

باور نکن تنهاییت را

من با تو ام منزل به منزل

 

 

 

دلت با منه

 

ازم دوری اما دلت با منه

ازت دورم اما دلم روشنه

 

تو چشمای تو عکس چشمامه و

تو چشمای من عکس چشمای تو

 

تو این لحظه هایی که دورم ازت

همه خاطره هامونو خط به خط

 

دوباره تو ذهنم نگاه میبکنم

دارم اسمتو هی صدا میکنم

 

کی گفته از عشق تو دست میکشم

دارم با خیالت نفس میکشم

 

چه حس عجیبی چه آرامشی

تو هم باخیالم نفس میکشی

 

میدونم تو هم مثل من دلخوری

تو هم مثل من بغضتو میخوری

 

نگاهت پر از حف و درد دله

ولی خب تموم میشه این فاصله

 

دوباره مثه اون روزای قدیم

که باهم تو بارون قدم میزدیم

از احساس هم دیگه حض میکنیم

 زمین و زمانو عوض میکنیم

 

کی گفته از عشق تو دست میکشم

دارم با خیالت نفس میکشم

 

چه حس عجیبی چه آرامشی

تو هم باخیالم نفس میکشی…

 

 

 

جوونی

 

لالایی می خونم روتو می پوشونم

بی ترس  و اضطراب با من بری به خواب

 

جوونم کن اگه جرم جوونی

جوونی کن که پامون گیر باشه

فقط تقدیره که می شه همیشه

دعا کن عشقمون تقدیر باشه

 

تو داری خالق اون لحظه می شی

که من شادم سر راه نگاهت

 از اینجاهاله ی ماه ُ نگاه کن

ببین امشب چقدر ماهه نگاهت

 

تو نزدیکی که دنیا دور می شه

آدم با عشق تو مغرور می شه

خیالم راحته هستی و هر شب

تو آغوش خودم خوابی همیشه

 

لالایی می خونم، رو تو می پوشونم

بی ترس و اضطراب با من بری به خواب

آدم بدون روح  می مونه روی آب

عادت هر شبو با من بری به خواب

 

لالایی می خونم، رو تو می پوشونم

بی ترس  و اضطر اب با من بری به خواب

من با تو روشنم تنها به من بتاب

دست منو بگیر با تو برم به خواب

 

جوونم کن اگه جرم جوونی

جوونی کن رو دنیـــآ پا بزارم

تو آغاز همین پایان خوبی

چه روزهای قشنگی با تو دارم

 

بگو چشم هامو رو دنیا ببندم

بزار چیزی به غیر از تو نبینم

فقط دور تو می چرخم همیشه

تو خورشیدی و من کل زمینم

 

چجوری پنجره بازه به بیرون

تو خوابیدی ولی بیدار شیشه

ببین احساس دیروز من و تو

چه احساس قشنگی داره می شه

 

لالایی می خونم روتو می پوشونم

بی ترس  و اضطراب با من بری به خواب

آدم بدون روح می مونه روی آب

عادت هر شبو با من بری به خواب

 

لالایی می خونم رو تو می پوشونم

بی ترس  و اضطراب با من بری به خواب

من با تو روشنم تنها به من بتاب

دست منو بگیر با  تو برم به خواب 

 

دست منو بگیر با تو برم به خواب

 

 

 

 


 

 


 

)

 

ای دل بیهوده خود را فریب مده!

حتی اگر خسرویی در کار نبود باز شیرین هیــــــــــــــــــچ گاه

عاشق فرهاد نمی شد!!

بفهم تا کمتر درد بکشی

بعضی عشق ها اشتباهی هستند!


برچسب‌ها: دلنوشته هایی از جنس تنهایی یک دوست, شیرین و فرهاد, عشق اشتباهی
تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ســـپـیــ ــدهـ (◠◠‿✿)

 

 

خدایا دلــــم شکسـ ـ ـ ــته !!ناراحت

دلم آغوش مى خواد نه مرد نه زن.نگران

خدایا به زمین نمى آیى…؟گریه

 


 

آرزوی من این است :
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم ، تو برای من تنها …


  


وقتی تو با منی …
ترافیک میتونه زیباترین مکث عالم باشه …

  

روزگار عجیبى است. من به او معتاد شده بودم او مرا ترک کرد.


  



میان انکار های تو برای همیشــه گــُم شد آن خیالی که از دوست داشتنِ تو ساخته بودم…


  

 

 

بی بهانه رفتی و من همچنان در انتظارِ بیــــ بهانه آمدنت هستم
هنوز هم دلواپست میشوم و تو نیستی و دلواپست میمانم تا یک شب که دوباره رفتنت را باور کنم!


  

بی خبری ،
بی پایان ترین خبری است که ازتو می رسداین روزها…



  

 

 

تا روزی کــه بــود دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد!
از روزی کــه رفــت گــل هــای ســرخ بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد . . .

 

  


درد را با چه اندازه مى گیرند؟؟ درد دارم از اینجا تا تو…


  

نه آسمون به زمین اومده …
نه زمین به آسمون رفته …
نه آب دریا خشک شده …
نه اتفاقی افتاده …
هیچی نشده . فقط دلم برایت تنگ شده …

  

 

باران

یا

دوشِ آب،

چه فرقی می کند؟

وقتی عاشقی

زیرِ هیچ کدام

آواز نخواند...

  




تاريخ : شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ | 12:11 | نویسنده : اسمون |

تکلیف عاشقی

تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نويسنده : ســـپـیــ ــدهـ (◠◠‿✿)

دوستای گلم

فقط شعر هایی که اسمشون توی نوار عنوان صفحه داخل علامت (♥  ♥) نوشته شده

آپ جدیدن و بقیه مال آپ های قبل هستن !

 

توی ادامه مطلب هم شعرهایی هست که دوست داشتین می تونین یه نگاهی بهش بندازین !

 

فراموشی

تاريخ : شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ | 12:7 | نویسنده : اسمون |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.