وبلاگ گروهي نويد

دلنوشته هاي نويدي ها

وبلاگ گروهي نويد

نويد
وبلاگ گروهي نويد دلنوشته هاي نويدي ها

♥҉♥҉♥

خدایا یا نوری بیفکن یا توری


ماهی کوچکت از تاریکی میترسد




تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:38 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

درد داره

وقتی با تمام وجودت کسیو بغل کنی

و بدونی دقایق اخریه که به تو تعلق داره...



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:33 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

غمهایی که چشم ها را خیس نمیکنند


به استخوان رسیده اند...





تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:28 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

برای من از همه این دنیا تنها با تو بودن کافیه


با تو بودن وخوردن یک فنجان آرامش...





تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:24 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

دستم به آرزوهایم نمی رسد


آرزوهایم بسیار دورند...


ولی درخت سبز صبرم می گوید:


امیدی هست...خدایی هست...


این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم


شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد...




تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:21 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

قول دآده اґ

گآهے ، هر از گآهے

فآنوωـ یآدت رآ بـے چرآغ و چلچله روشن کنـґ

خیآلت رآحت من ھمآن منـґ

هنوز هـґ در این شبهآے بے خوآب و بے خآطرہ

میآن این کـوچه هآے تآریک پرωـه میزنـґ

امآ بـه هیچ ωـتآره ے دیگرے ωـلآ ґ نخوآهـґ کرد ، خیآلت رآحت ...



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:17 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

اینجا...

آدم که نه!

آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!

و جالب تر !

اینجا هر کسی

هفتاد رنگ بازی میکند

تا میزبان سیاهی دیگری باشد!

شهر من اینجا نیست!

اینجا...

همه قار قار چهلمین کلاغ را

دوست می دارند!

و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!

شهر من اینجا نیست!

اینجا...

سبدهاشان پر است از

تخم های تهمتی که غالبا "دو زرده" اند!

من به دنبال دیارم هستم,

شهر من اینجا نیست...
شهر من گم شده است!




تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 14:15 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

الهی آنکه را عشق نیست ارزش چیست 


الهی چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم؟!...


تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 13:57 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

بــــــهانه گـــــــیر زبــــــــــان نفهم …


دلـــــــــــم را مـیگویـــــــــــــم … !


آخــــــــر تــــورا از کـــــــجا برایش بـــــــــیاورم




تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 13:54 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

هی غریبه...


رو کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است...


بی وجدان آنقدر راحت به او نگو عزیزم!!!





تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 13:53 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

من تو را نمی سرایم !..


تو ...


خودت در واژه ها می نشینی ..!


خودت قلم را وسوسه می کنی !!


و شعر را بیدار می کنی !!





تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 13:51 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

ابراهیم نیستم


اما غرورم را قربانی کسی کردم که ارزش گوسفند هم نداشت




تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 13:49 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

وشاید ســــال ها بعد...

در گذرجاده ها...

بی تفاوط از کنار هم بگذریم و...

بگوییم:

آن غریبه چقدر شبیه...

خاطـــــــراتم بود....




تاريخ : شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:50 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

خدایا کم آورده ام …


در لیست آدم هایت اشتباهی شده است ؛ اسم من که ایوب نیست



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:48 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:36 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

مـجـنـونــ

همیشه مرد نیستـ

گاهی مجنون دخترکی تنهاست که زمانی لیلی کسی بوده...


تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:33 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ ،
مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود ،
وقتی من و تو پس از مدت ها ؛
یکدیگر را بر حسب اتفاق ببینیم!
چه خاکی بر سر خواهیم کرد ....





تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:31 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

کودکی گرسنه و بیمار گوشه ی قهوه خانه ای می خفت رادیو باز بود


و گوینده از مضرات پرخوری می گفت...




تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:15 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

پدر..

همون کسیست که لرزش دستش


دیگه چیزی ازچای توی استکان باقی نگذاشته


ولی بهت میگه به من تکیه کن


وتو انگارکوه را پشتت داری...





تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:12 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

آری از پشت کوه آمده ام...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از
 
دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 11:1 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥



احســـــاس اســـــت مزرعه کــــــ نیس هــــی شخــــمش میزنــــی بـــی وجـــدان...




تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:50 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

دیدیم نمیشود در زمین عاشق شد به اسمان پروازکردیم


وقتی برگشتیم مارا در قفس انداختند


نتوانستیم ثابت کنیم پرنده نیستیم


ماتنها


عاشق شده بودیم



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:45 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

امروز آرزویم را در گوش قاصدک خواندم

به باد سپردم

قبل از اینکه چون قبلی ها


خودش بر باد روند ...



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:38 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود گویا تنها کسی که به او مَحرم نبود خداوند بود …





تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:35 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

بـــــــــ سلامتـــــــی هر چی رفیـــــــق با مرامـــــــه




تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:23 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:16 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:15 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥



تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 0:15 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

ای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن                        فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو و من

تو رفیق شاپرکها من تو فکر گلمونم                         تو پی عطر گل سرخ من حریس بوی نونم

دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی                   دنیای من یه کف دست روی سقف سرده یه گور...





تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 12:34 | نویسنده : مسعود73 |

♥҉♥҉♥

ببين تمام من شدي اوج صداي من شدي

بت مني شكستمت وقتي خداي من شدي

ببين به يك نگاه تو تمام من خراب شد

چه كردي با سراب من كه قطره قطره آب شد

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

منو به دست من بكش به نام من گناه كن

اگر من اشتباهتم هميشه اشتباه كن...



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 12:23 | نویسنده : مسعود73 |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.