اول از همه ب سهیلای عزیز بگم ک واقعا این مدت نتونسم تماس بگیرم باهات.هم اینک خطم کلا خاموشه هم اینک درگیری درسیم خیلی زیاد شده ولی قول میدم ب زودی یجوری باهات تماس بگیرم.
بعدشم بگم دلم برا همتوون تنگ شده..و هیچ کدومتونو یادم نرفته..حتی .وقتایی ک قراره دعا کنم همیشه ب ذهنم میاین..درسته اوضاع مثل قبل نیست و خیلیا رفتن و خیلیا نیستن ولی هیچ وقت خاطره ها و حرفا و دوستی ها فراموش نمیشه.
دلم واس اون وقتایی ک همه بودن تنگ شده.درسته خودمم یکم بی معرفت شدمو کمتر سر میزنم ولی نشده ک برمو نیام.
و در اخر اینک از خدا میخوام هر جا هسین تنتون سالم فکرتون آزاد و خنده رو لباتون همیشه باشه و اشک شوق تو چشماتون.
اینم ی دلنوشته کوچیک واس همه شماها ک دوستتون دارم.. و هیچقوت فراموش نمیشین..
واسم کامنت بزارین ک دلم وا شه خخخخخ
هر کی کامنت نزاه خررررررره....
ب امید دیدار ب همین زودیا
خدا حافظه همتون

